حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2125
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
آخرين پادشاه كاپادوكيه ، مأيوس گشته با دوستانش به ارمنستان رفت . مدّت كمى پس از آن ، چون پرديكّاس و اومن كشته شدند و آنتىگون و سلكوس در جاهاى ديگر مشغول بودند ، آريارات از آردآت « 1 » پادشاه ارمنستان قوّهاى گرفته آمينتاس سردار مقدونى را كشت و مقدونيها را از كاپادوكيّه رانده تخت موروثى را بدست آورد . آريارات سه پسر داشت ، كه بزرگترشان آريامنس بعد از پدر بتخت نشست . اين شخص با آنتيوخوس سلوكى ، كه عنوان « خداوند » داشت ، وصلت كرد ، يعنى براى پسر بزرگترش آريارات نام ستراتونيس دختر آنتيوخوس را گرفت و چون اولاد خود را خيلى دوست ميداشت ، آريارات را در زمان حيات خود تاج بر سر گذارد و در اداره كردن مملكت با خود شريك كرد . آريارات پس از فوت پدر به خودى خود بسلطنت رسيد و وقتى كه ميمرد ، تخت را براى پسرش ، كه آريارات نام داشت و در صغر سنّ بود ، گذارد . او دختر آنتيوخوس كبير ( سوّم ) را ، كه آنتيوخيس نام داشت ، گرفت و اين زن خيلى حيلهور بود ، توضيح آنكه ، چون اولادى نداشت ، به شوهرش وانمود ، كه دو پسر دارد : آريارات و هولوفرن ، ولى پس از چندى ، بر خلاف انتظار ، حامل گشته دو دختر آورد و نيز پسرى ، كه او را مهرداد ناميدند . در اين وقت او به شوهرش اعلام كرد ، كه او را باشتباه انداخته بود و سابقا اولادى نداشته و از دو پسر دروغى ، ارشدش را با حقوق كمى بروم فرستاد و كوچكتر را به يونيّه . اين كار كرد ، تا اين پسرها با پسر حقيقى او در سر تخت منازعه نكنند . مهرداد هم پس از اينكه برشد رسيد ، خود را آريآرات ناميد . او تربيت يونانى يافته بود و صفات خوبى داشت » . « مهرداد پدرش را خيلى دوست داشت ، پدرش هم او را نيز . محبّت پدر و فرزند چنان بود ، كه پدرش خواست او را در زمان حيات خود بر تخت نشاند ، ولى پسر نپذيرفت و گفت ، كه تا والدينش زنده هستند ، سلطنت نخواهد كرد . اين مهرداد را يونانيها از جهت محبّتش به پدر فيلوپاتر « 2 » خواندهاند . مهرداد بعد از
--> ( 1 ) - Ardoate . ( 2 ) - Philopator ( محبّ پدر ) .